تبلیغات
وبلاگ شخصی احمد فنونی - پیامک های مهدوی
 
پنجشنبه 1391/02/21 :: نویسنده : احمد فنونی
گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن
گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

ای اف به این زمانه و ای اف به روزگار
تا کی شکست ، خرد شدن ، بغض ، انتظار
تقویمها نبود تو را ناله میکنند
در سالهای ساکت و بی روح و مرگبار

از انتظار خسته ام و یا دلم گرفته است؟
تو مدتی است رفته ای , بیا دلم گرفته است
به چشم خود ندیده ام شکوه چهره ی تو را
شبی بیا به خواب من , بیا دلم گرفته است

طعنه از دشمنت ای دوست شنیدن تا کی؟
به بدن پیرهن صبر دریدن تا کی؟
پیش رو بودن و روی تو ندیدن تا کی؟
بار هجران تو بردوش کشیدن تا کی؟

آه می کشم تو را ، با تمام انتظار
پر شکوفه کن مرا ، ای کرامت بهار
در رهت به انتظار ، صف به صف نشسته اند
کاروانی از شهید ، کاروانی از بهار

ازشنبه درون خود تلمبارشدیم
تاآخرپنج شنبه تکرارشدیم
خیرسرمان منتظر دیداریم
جمعه شد ولنگ ظهر بیدارشدیم

دوباره جمعه گذشت و قنوتِ گریان ماند
دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند
دوباره زمزمه ی کاسه های خالی ما
پس از نیامدنت گوشه ی خیابان ماند

ای برده امان از دل عشّاق کجائی
ای دردل وجان کرده ای اطراق کجائی
بیغوله شده زندگی و زار و ملولم
ای جنت من بی کم و اغراق کجائی

هرزمان گویم اباصالح کجاست
این دوا بر درد بی درمان کجاست
جان ما آمد به لب جانان کجاست
شب به سر آمد مه تابان کجاست

در قطره های اشک قنوت شب شما
عکس ضریح گمشده تکثیر می شود
تقصیر گریه های غریبانه ی شماست
دنیا غروب جمعه چه دلگیر می شود

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

سالهای پیش بال آسمانی داشتیم
بال پرواز کران تا بی کرانی داشتیم
گاه گاهی جمعه ها اهل زیارت می شدیم
گاه گاهی میل سجده ، جمکرانی داشتیم
ثانیه ثانیه هامان پای آقا می گذشت
آی مردم ، یک زمان ،صاحب زمانی داشتیم

می رسد روزی که آزادی معنا می شود
بسترعدل به یک باره مهیِّا می شود
می رسد روزی که مشت آسمان وا می شود
بنده ای صالح میان کعبه پیدا می شود

بیا که بی تو به جان آمدم ز تنهایی
نماند صبر و دگر بیش از این شکیبایی

گو به ما ظلم بی حساب کنند
ما امیر محاسبی داریم
خلق ظلم می کند تو بیا
تا بدانند صاحبی داریم!

رافع عسر و حرج می رسد، انشاء الله
یعنی آن ختم حجج می رسد، انشاء الله
مژده بر منتظران مهدی زهرا بدهید
عنقریب عصر فرج می رسد، انشاء الله

اگر کعبه مطاف خاکیان است
و یا گر قبله افلاکیان است
طواف کعبه و سنگ سیاهش
بگرد مهدی (عج) صاحب زمانست

جان ما آمده از هجر تو بر لب، بازآ
روز ما بین، که بوَد تیره تر از شب، بازآ
ای امید دل صدیقه کبری العجل
وی زداینده ی غم از دل زینب، بازآ

بیمار گشته است قلوب از عیوب ما
دانیم گشته سد دعاها ذنوب ما
یا غافر الذنوب، گناهان ما ببخش
وانگه رسان ظهور طبیب قلوب ما

دل بسته ام، مرا ز سر خویش وا مکن
از من مرا جدا کن و از خود جدا مکن
هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر
گویم گرفته ای، ز عنایت رها مکن

چون ذره که بوده در آغوش آفتاب
یک عمر با تو بودم و باز از تو غافلم!!…
یا اباصالح المهدی ادرکنی

دلم هوای تو کرده هوی آمدنت
صدای پای تو آید صدای آمدنت
چقدر وعده وصل تو را به دل بدهم
چقدر جمعه بخوانم دعای آمدنت

به قدر تشنگی گر تشنه امر فرج بودیم!
خدا داند فرج این گونه طولانی نمیگردید…

تا نیایی گره از کار بشر وا نشود
درد ما جز به ظهور تو مداوا نشود!

یــا صـــاحـــب الـــزمـــان،
ادرکــــــنــــا و لا تـهـــلکنـا

زمستان خسته شد از بی بهاری
زمین میلرزد از این بی قراری
گمانم جمعه ای باقی نمانده
خدایا تا به کی چشم انتظاری

کشتی نساز ای دل، طوفان نخواهد آمد
بر شوره زار دلها، باران نخواهد آمد
شاید به شعر تلخم خورده بگیری اما
جایی که سفره خالیست ایمان نخواهد آمد
رفتی کلاس اول این جمله را عوض کن
آن مرد تا نیاید باران نخواهد آمد

ارباب زمین، امیر مریخ، بیا
تا نخل ستم برکنی از بیخ بیا
از قول همه منتظران می گویم
ای پیرترین جوان تاریخ بیا
الهم عجل لویک الفرج

مهدیا منتظرانت همه در تاب و تبند / همه ی اهل جهان، جمله گرفتار شبند
چو بیایی غم و ظلمت برود از عالم / شاد گردد دل آنان که گرفتار غمند

صبح بی‌تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بی‌‌تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد
بی‌تو می‌گویند تعطیل است کار عشقبازی
عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد

ما را به یک کلاف نخ آقا قبول کن / یـا ایّهـا العــزیز! أبانـا! قــبول کن
آهی در این بساط به غیر از امید نیست  / یـا نـاامیدمــان ننـمـا یـا، قـبـول کن

در اضطراب چه شب‌ها که صبح شان گم شد
چـه روزهـا کــــه گـرفـتـــــار روز هـفــــتـم شد
چه قدر هفته پر از شنبه شد، به جمعه رسید
و جـمـعــــه روز تـفــــرّج بـــــرای مـــــردم شـد

از هجر تو طبیعت ما گریه می کند / چشم تمام آینه ها گریه می کند
چشم انتظار آمدنت شیر خواره‌ای است  / گهواره‌ای به کرب و بلا گریه می کند

یا این دل شکستة ما را صبور کن
یا لا أقل به خاطر زینب ظهور کن
دیگر بتاب از افق مکه ، ماه من!
این جاده های شب زده را غرق نور کن . . .
یا مهدی ادرکنی

بازهم – صحبت فرداست قرارِ ما ها
بازهم – خیر ندیدیم از این فردا ها
چقدر پای همین وعده ی تو پیرشدند
جگر “مادر ها ” موی سر “بابا ها ” . . .
یا صاحب الزمان

گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گیر نیست
سر بر زمین افکند و گفت خود کرده را تدبیر نیست
اشکی به زیر مقدمش انداختم رحمی کند
گفتا که اشک بی ورع در رتبه تاثیر نیست . . .
یا مهدی صاحب الزمان

بیا ای یوسف زهرا گره بگشا ز کار ما / که از وصلت رسد جانا به پایان انتظار ما
بیا تا یوسف کنعان شود همچون زلیخایت / فدای روی زیبایت که برد از دل قرار ما




نوع مطلب : پیامک ( SMS )، 
برچسب ها : پیامک، مهدوی،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1396/05/18 11:50 ق.ظ
Hello there! Do you know if they make any plugins to help with SEO?

I'm trying to get my blog to rank for some targeted keywords but I'm
not seeing very good gains. If you know of any please share.
Many thanks!
سه شنبه 1396/01/29 09:24 ب.ظ
An impressive share! I've just forwarded this onto a co-worker who has been conducting a little research on this.
And he actually bought me breakfast because I stumbled upon it for him...

lol. So let me reword this.... Thanks for the meal!! But yeah, thanx for spending the time to talk about this topic here on your site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


وبلاگ شخصی احمد فنونی
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : احمد فنونی
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :