تبلیغات
وبلاگ شخصی احمد فنونی - اخلاق و سیره عملی
 


اخلاق و سیره عملی

پیشوایان معصوم علیهم السلام انسانهاى كامل و برگزیده‏اى هستند كه به عنوان الگوهاى رفتارى و مشعلهاى فروزان هدایت جامعه بشرى از سوى خدا تعیین شده‏اند. گفتار و رفتار و خوى و منش آنان ترسیم «حیات طیبه‏» انسانى و وجودشان تبلور تمامى ارزشهاى الهى است.

آنان - به تعبیر امام هادى علیه السلام - معدن رحمت، گنجینه داران دانش، نهایت‏بردبارى و حلم، بنیانهاى كرامت و ریشه‏هاى نیكان، خلاصه و برگزیده پیامبران، پیشوایان هدایت، چراغهاى تاریكى‏ها، پرچمهاى پرهیزگارى، نمونه‏هاى برتر و حجتهاى خدا بر جهانیان هستند. (1)

بدون شك، ارتباط با چنین چهره‏هایى و پیروى از دستورها و رفتارشان، تنها راه دستیابى به كمال انسانیت و سعادت دو جهان است.

پیشواى دهم علیه السلام یكى از پیشتازان دانش و تقوا و كمال است كه وجودش مظهر فضائل اخلاقى و كمالات نفسانى و الگوى حق جویان و ستم ستیزان است.

امام هادى پیوسته تحت نظر حكومت‏هاى جور بود و سعى مى‏شد آن حضرت با پایگاههاى مردمى و افراد جامعه تماس نداشته باشد، با این حال آن مقدار از فضائل اخلاقى كه از او بروز كرده، دانشمندان و شرح حال نویسان و حتى دشمنان اهل بیت علیهم السلام را به تحسین و تمجید آن وجود الهى واداشته است. «ابوعبد الله جنیدى‏» مى‏گوید:

«سوگند به خدا، او بهترین مردم روى زمین و برترین آفریده‏هاى الهى است. » (2)

«ابن حجر» در شرح حال آن حضرت مى‏نویسد:

«و كان وارث ابیه علما و سخاء. » (3)

او در دانش و بخشش وارث پدرش بود.

«متوكل‏» در نامه‏اى كه براى امام علیه السلام مى‏نویسد خاطر نشان مى‏كند:

«امیرالمؤمنین عارف به مقام شماست و حق خویشاوندى را نسبت‏به شما رعایت مى‏كند و طبق آنچه مصلحت‏شما و خانواده‏تان مى‏باشد عمل مى‏كند». (4)

اینك به منظور سرمشق گرفتن از اخلاق كریمه و رفتار سازنده آن حضرت نمونه‏هایى را یادآور مى‏شویم.

الف - انس با معبود

پیشوایان معصوم علیهم السلام در بالاترین درجه مقام شناخت‏حق تعالى قرار داشتند و همین درك و بینش عمیق، آنان را به ارتباط و انس همیشگى با خدا واداشته و شعله‏هاى آتش عشق به معبود و وصال به حق بر جانشان شرر مى‏افكند و آرامش را از آنان سلب مى‏كرد.

امام هادى علیه السلام شب هنگام به پروردگارش روى مى‏آورد و شب را با الت‏خشوع به ركوع و سجده سپرى مى‏كرد و بین پیشانى نورانى‏اش و زمین جز سنگ ریزه و خاك حائلى وجود نداشت و پیوسته این دعا را تكرار مى‏نمود:

«الهى مسى‏ء قد ورد، و فقیر قد قصد، لا تخیب مسعاه و ارحمه و اغفر له خطاه. » (5)

بارالها! گنهكارى بر تو وارد شده و تهیدستى به تو روى آورده است، تلاشش را بى نتیجه مگردان و او را مورد عنایت و رحمت‏خویش قرار داده و از لغزشش درگذر.

پارسایى و انس با پروردگار، آنچنان نمودى در زندگى امام نقى علیه السلام داشت كه برخى از شرح حال نویسان در مقام بیان برجستگى‏ها و صفات والاى آن گرامى به ذكر این ویژگى پرداخته‏اند. «ابن كثیر» مى‏نویسد:

«كان عابدا زاهدا» (6)

او عابدى وارسته و زاهد بود.

یافعى مى‏گوید:

«كان متعبدا، فقیها، اماما. »

او كمر همت‏به عبادت بسته، فقیه و پیشوا بود.

ابن عباد حنبلى، نیز مى‏گوید:

«كان فقیها، اماما، متعبدا. » (7)

ب - سخاوت وجود

امامان معصوم علیهم السلام براى مظاهر دنیوى از جمله مال و ثروت ارزش ذاتى قائل نبودند و سعى مى‏كردند به حد اقل آن - كه زندگى معمولى روزانه آنان را تامین كرده و آن بزرگواران را در راه انجام وظایف فردى و اجتماعى یارى رساند - بسنده كنند و مازاد آن را در راههایى كه موجب خشنودى خداوند بود صرف كنند.

یكى از این راهها انفاق به افراد تهیدست و نیازمند مى‏باشد. این سیاست‏خدا پسندانه مالى - كه در زندگى همه معصومین علیهم السلام در سطح گسترده‏اى به چشم مى‏خورد - علاوه بر جنبه‏هاى معنوى و آثار اخروى، عامل مهمى در كاهش فقر و فاصله طبقاتى جامعه اسلامى و تالیف قلوب افراد و حفظ شخصیت و علاقه‏مند ساختن آنان به مكتب اهل بیت و جلوگیرى از ارتباط گرفتن و نزدیك شدن آنان به دستگاه زر و زور خلفا بود.

در پرتو برخوردارى ائمه علیهم السلام از این خلق نیكو، وجود آن بزرگواران پیوسته مایه امید، و خانه‏شان نه تنها مركز نشر دانش، بلكه پناهگاه افراد نیازمند و درمانده و محل رفت و آمد انسانهاى مختلف به ویژه آنان كه از راه دور آمده بودند بود. این مساله هم براى عموم مردم جا افتاده بود، به گونه‏اى كه وقتى فرد نیازمند و درمانده‏اى را مى‏دیدند او را به خانه امامان علیهم السلام راهنمایى مى‏كردند، و هم براى خود افراد درمانده، بدین معنى كه به محض مواجه شدن با مشكلى مستقیما سراغ خانه امامت را مى‏گرفتند.

امام هادى علیه السلام همچون پدر بزرگوارش كانون سخاوت و كرم بود و گاهى مقدار انفاق به حدى از فزونى مى‏رسید كه دانشمندى مانند «ابن شهرآشوب‏» پس از نقل آن مى‏گوید:

«این مقدار انفاق، معجزه‏اى است كه جز پادشاهان از عهده كسى ساخته نیست و تا كنون این مقدار انفاق را از كسى نشنیده‏ایم. » (8)

در كتاب «تاریخ اجمالى پیشوایان‏» به مواردى از جود و بخشش امام علیه السلام اشاره كردیم، در اینجا به ذكر نمونه دیگرى بسنده مى‏كنیم. اسحاق جلاب مى‏گوید:

«براى ابوالحسن گوسفندان زیادى خریدم، سپس مرا خواست و از اصطبل منزلش به جاى وسیعى برد كه من آنجا را نمى‏شناختم، سپس تمامى آن گوسفندان را بین كسانى كه آن حضرت دستور مى‏داد، توزیع كردم. » (9)

در روایت دیگر، زمان خرید و توزیع گوسفندان روز «ترویه‏» (10) ذكر شده است. (11)

از این روایت‏بر مى‏آید كه آن حضرت در مسائل مالى و انفاقهاى جزئى نیز مسائل امنیتى و حفاظتى را رعایت مى‏كرده و این بیانگر شدت محدودیت آن حضرت از سوى دستگاه حكومتى است، با این حال امام این كار را تحت پوشش قربانى انجام داد تا هر گونه سوء ظنى را نسبت‏به خود از بین ببرد.

ج - حلم و بردبارى

حلم و بردبارى از ویژگیهاى مهمى است كه مردان بزرگ به ویژه رهبران الهى كه بیشترین برخورد و اصطكاك را با مردم نادان و نابخرد و گمراه داشتند، از آن برخوردار بوده و در پرتو این خلق نیكو افراد بسیارى را به سوى خود جذب كردند.

امام هادى همچون نیاكان خود در برابر ناملایمات بردبار بود و تا جایى كه مصلحت اسلام ایجاب مى‏كرد با دشمنان حق و ناسزاگویان و اهانت كنندگان به ساحت مقدس آن حضرت، با بردبارى برخورد مى‏كرد.

«بریحه‏» عباسى - كه از سوى دستگاه خلافت‏به سمت پیشنمازى مكه و مدینه منصوب شده بود - از امام هادى علیه السلام نزد متوكل سعایت كرد و براى او نوشت:

«اگر نیازى به مكه و مدینه دارى «على بن محمد» را از این دو شهر بیرون كن، زیرا او مردم را به سوى خود خوانده و گروه زیادى از او پیروى كرده‏اند. »

بر اثر سعایتهاى پى‏درپى «بریحه‏» متوكل امام را از كنار حرم جد بزرگوارش رسول خدا(ص) تبعید كرد. هنگامى كه امام(ع) از «مدینه‏» به سمت «سامرا» در حركت‏بود «بریحه‏» نیز او را همراهى كرد. در بین راه «بریحه‏» رو به امام(ع) كرد و گفت:

«تو خود مى‏دانى كه عامل تبعید تو من بودم. با سوگندهاى محكم و استوار سوگند مى‏خورم كه چنانچه شكایت مرا نزد امیرالمؤمنین یا یكى از درباریان و فرزندان او ببرى، تمامى درختانت را (در مدینه) آتش مى‏زنم و بردگان و خدمتكارانت را مى‏كشم و چشمه‏هاى مزرعه‏هایت را كور خواهم كرد و بدان كه این كارها را خواهم كرد. »

امام علیه السلام متوجه او شد و فرمود:

«نزدیك‏ترین راه براى شكایت از تو این بود كه دیشب شكایت تو را نزد خدا بردم و من شكایت از تو را كه بر خدا عرضه كردم نزد غیر او از بندگانش نخواهم برد. »

«بریحه‏» چون این سخن را از امام(ع) شنید، به دامن آن حضرت افتاد و تضرع و لابه كرد و از او تقاضاى بخشش نمود. امام(ع) فرمود: تو را بخشیدم. (12)

د - هیبت در دلها

امامان علیهم السلام مظاهر قدرت و عظمت‏خداوند و معادن كلمات و حكمت ذات مقدس حق و منبع تجلیات و انوار خاصه او هستند. بر این اساس از یك قدرت معنوى فوق العاده و نفوذ و هیبت‏خاصى برخوردارند.

این هیبت و عظمت‏خدادادى را در زیارت جامعه و از زبان امام هادى علیه السلام چنین مى‏خوانیم:

«طاطا كل شریف لشرفكم، و بخع كل متكبر لطاعتكم، و خضع كل جبار لفضلكم، و ذل كل شى‏ء لكم. »

هر بزرگ و شریفى در برابر بزرگوارى و شرافت‏شما سر فرود آورده و هر خود بزرگ بینى به اطاعت از شما گردن نهاده و هر زورگویى در برابر فضل و برترى شما فروتنى كرده و همه چیز براى شما خوار و ذلیل گشته است.

روى این جهت‏بارها اتفاق مى‏افتاد كه حاكمان جور در غیاب امامان علیهم السلام تصمیمهاى خطرناكى نسبت‏به آنان مى‏گرفتند، ولى به محض رویارو شدن با آنان و نگاه به رخسار پرفروغشان، كابوس ترس و وحشت‏بر دلهایشان سایه مى‏افكند، به گونه‏اى كه مجبور مى‏شدند از تصمیم خود بر گردند.

در تاریخ اجمالى پیشوایان بخش زندگانى امام هادى علیه السلام پرتوى از این هیبت و عظمت الهى را یادآور شدیم، اینك نمونه‏اى دیگر.

زید بن موسى (13) چندین بار به «عمر بن فرج‏» گوشزد كرد و از او خواست كه وى را بر فرزند برادرش (امام هادى) مقدم بدارد و مى‏گفت: او جوان است و من عموى پدر او هستم.

«عمر» سخن او را براى امام هادى علیه السلام نقل كرد. امام فرمود:

«یك بار این كار را بكن. فردا مرا پیش از او در مجلس بنشان، سپس ببین چه خواهد شد. »

روز بعد «عمر» امام هادى علیه السلام را دعوت كرد و آن حضرت در بالاى مجلس نشست. سپس به «زید» اجازه ورود داد. «زید» در برابر امام(ع) بر زمین نشست.

چون روز پنج‏شنبه شد ابتدا به زید اجازه داد تا وارد شود و در صدر مجلس بنشیند، سپس از امام(ع) خواست تا وارد شود. امام(ع) داخل شد. هنگامى كه چشم زید به امام(ع) افتاد و هیبت امامت را در رخسار حضرت مشاهده كرد از جایش برخاست و امام(ع) را بر جاى خود نشاند و خود در برابر او نشست. (14)

ه - رسیدگى به مشكلات و گرفتارى مردم

ائمه علیهم السلام نه تنها در زمینه عبادى و بندگى خدا پیشگام بودند و هیچ كس در این میدان گوى سبقت را از آنان نربود، بلكه در زمینه‏هاى اجتماعى و رسیدگى به كمبودها و مشكلات مردم و برطرف كردن گرفتاریهاى آنان نیز پیشگام بودند، به گونه‏اى كه كسى از در خانه آنان ناامید باز نمى‏گشت.

تاریخ، نام افراد زیادى را كه براى حل مشكل و رفع گرفتارى خود به پیشواى دهم علیه السلام مراجعه كرده و از محضر آن حضرت با خشنودى بازگشته‏اند، ثبت كرده است. براى رعایت اختصار تنها یك نمونه آن را ذكر مى‏كنیم.

«محمد بن طلحه‏» نقل مى‏كند:

«امام هادى(ع) روزى براى كار مهمى «سامرا» را به قصد دهكده‏اى در اطراف ترك كرد. در این فاصله عربى سراغ آن حضرت را گرفت. به او گفته شد: امام(ع) به فلان روستا رفته است. مرد عرب به سمت دهكده حركت كرد. وقتى به محضر امام(ع) رسید گفت: من اهل كوفه و از متمسكان به ولایت جدت امیرمؤمنان(ع) هستم، ولى بدهى سنگینى مرا احاطه كرده است، چندانكه قدرت تحمل آن را ندارم. و كسى را جز شما نمى‏شناسم كه حاجتم را برآورد.

امام(ع) پرسید: بدهكارى‏ات چقدر است؟ عرض كرد: حدود ده هزار درهم.

امام(ع) او را دلدارى داد و فرمود ناراحت نباش مشكلت‏حل خواهد شد. دستورى به تو مى‏دهم عمل كن و از اجراى آن سر متاب: این دستخط را بگیر، هنگامى كه به «سامرا» آمدى، مبلغ نوشته شده در این ورقه را از من مطالبه كن، هر چند در حضور مردم باشد. مبادا در این باره كوتاهى كنى.

پس از بازگشت امام(ع) به «سامرا»، مرد عرب، در حالى كه عده‏اى از اطرافیان خلیفه و مردم در محضر آن حضرت نشسته بودند - وارد شد و ضمن ارائه نوشته امام(ع) به آن حضرت، با اصرار، دین خود را مطالبه كرد.

امام(ع) با نرمى و ملایمت و عذرخواهى از تاخیر آن، از وى مهلت‏خواست تا در وقت مناسب، آن را پرداخت كند، ولى مرد عرب همچنان اصرار مى‏كرد كه هم اكنون باید بپردازى.

جریان به متوكل رسید. دستور داد سى هزار دینار به امام(ع) بدهند. امام(ع) پولها را گرفت و همه را به آن مرد عرب داد. او پولها را گرفت و گفت: خدا بهتر مى‏داند كه رسالتش را در چه خاندانى قرار دهد. (15)


پى‏نوشت‏ها:

(1) . . و معدن الرحمة، و خزان العلم، و منتهى الحلم و اصول الكرم. . . و عناصر الابرار. . . و صفوة المرسلین. . . ائمة الهدى و مصابیح الدجى و الاعلام التقى. . . و المثل الاعلى. . . و حجج الله على اهل الدنیا و الاخرة و الاولى. «فرازهایى از زیارت جامعه كبیره. »

(2) مآثر الكبراء، ج 3، ص 96 به نقل: «ائمتنا» ج 2، ص 252.

(3) الصواعق المحرقة، ص 207.

(4) الارشاد، ص 333.

(5) ائمتنا، ج 2، ص 257، به نقل از: سیرة الامام العاشر، على الهادى، ص 55.

(6) البدایة و النهایة، ج 11، ص 15.

(7) در كتاب تاریخ اجمالى پیشوایان علیهم السلام به نمونه‏هاى دیگرى از عبادت امام هادى علیه السلام اشاره شده است.

(8) مناقب، ج 4، ص 409. مقدار انفاق امام(ع) نود هزار دینار بوده كه به سه نفر از یاران خود هر كدام سى هزار دینار داده است. براى آگاهى بیشتر به تاریخ اجمالى پیشوایان، بخش زندگانى امام هادى(ع) رجوع كنید.

(9) الكافى، 7، ج 1، ص 498.

(10) روز هشتم ذیحجه را روز «ترویه‏» گویند.

(11) اعیان الشیعه، ج 2، ص 37.

(12) ر. ك. اثبات الوصیه، مسعودى، ص 197 - 196.

(13) ظاهرا نامبرده زید بن موسى بن جعفر است كه به «زید النار» معروف است. و بر اساس نقل سید محسن امین در اعیان الشیعه، ج 7، ص 128 در حدود سال 247 در اواخر حكومت متوكل در گذشته است.

(14) اعلام الورى، ص 347.

(15) بحار الانوار، ج 50، ص 175، نور الابصار، شلنجى، ص 181 و الفصول المهمة، ابن صباغ، ص 278، با اختصار.

كتاب: تحلیلى از تاریخ دوران دهمین خورشید امامت، ص 16.

نویسنده: مركز تحقیقات سپاه پاسداران انقلاب اسلامى


وبلاگ شخصی احمد فنونی
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : احمد فنونی
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :