تبلیغات
وبلاگ شخصی احمد فنونی - دهه بزرگداشت امام نقی الهادى علیه السلام در فضای مجازی - صفحه دوم
 


ادامه صفحه اول

فتنه خلق قرآن‏

یكى از مهمترین و داغترین جریانهاى فكرى و عقیدتى در دوران امام هادى - علیه السلام - جنجال و كشمكش شدید بر سر مخلوق بودن یا مخلوق نبودن قرآن بود.

گروه «معتزله» كه عقل گراى افراطى بودند و در مسائل عقیدتى كند و كاو عقلى بیش از حدى مى‏كردند، مسئله «مخلوق» و «حادث» بودن قرآن را در ارتباط با صفات خدا مطرح كردند و با «قدیم» بودن قرآن كه گروه «اشاعره» و اهل حدیث از آن جانبدارى مى‏كردند، به مخالفت برخاستند و درگیرى بین طرفداران این دو بینش اعتقادى رخ داد.

به گفته اهل تحقیق، بحث پیرامون مخلوق بودن قرآن، از اواخر حكومت بنى امیه آغاز گردید (اوائل قرن دوم هجرى) و نخستین كسى كه این بحث را در محافل اسلامى مطرح كرد، «جَعْد بن درهم»، معلم «مروان بن محمد» آخرین خلیفه اموى، بود. او این فكر را از «ابان بن سمعان»، و «ابان» نیز از «طالوت بن اعصم» یهودى فرا گرفته بود.

«جَعْد» پس از طرح این بحث مورد تعقیب قرار گرفت و به كوفه فرار كرد و در آنجا این نظریه را به «جَهْم بن صفوان ترمذى» منتقل كرد(70).

برخى بر این باورند كه اعتقاد به قدیم بودن قرآن از مسیحیت به جامعه اسلامى نفوذ كرده بود، زیرا آنان «مسیح» را «كلمة الله» مى‏دانستند و در نتیجه، كلام خدا - كه از خداست - از نظر آنان «قدیم» شناخته مى‏شد.

مؤید این نظریه این است كه ماءمون در بخشنامه‏اى كه در این مورد به «اسحاق بن ابراهیم» حاكم بغداد نوشت، «اشاعره» را متهم كرد كه در مورد قرآن، همچون سخنان مسیحیان در مورد حضرت عیسى، سخن مى‏گویند.

در هر حال در زمان خلافت «هارون»، «بِشْر مَریسى»، كه گفته مى‏شود یهودى تبار بوده، این بحث را دنبال كرد و مدت چهل سال به ترویج فكر مخلوق بودن قرآن پرداخت و چون روزى شنید كه هارون سخنان او را شنیده و وى را غیاباً به مرگ تهدید كرده است، متوارى شد.

این بحث همچنان بین دو گروه مطرح بود تا آنكه «ماءمون» به آن دامن زد و آتش اختلاف را شعله ورتر كرد. او كه فردى دانشمند و مطلع، آشنا به فلسفه و فقه و ادبیات عرب، و اهل بحث و مناظره و دقت علمى بود، از همان زمان جوانى به اعتزال گرایش داشت و از «مخلوق» بودن قرآن جانبدارى مى‏كرد. فقها و اهل حدیث مى‏ترسیدند مبادا وى خلیفه شود و این عقیده را ترویج كند، به حدى كه «فُضیل بن عیاض» علناً مى‏گفت: «من از خدا براى هارون طول عمر مى‏خواهم تا از شر خلافت ماءمون راحت باشم»! (71)

حدس آنان درست بود. ماءمون پس از رسیدن به قدرت، رسماً از «معتزله» و در نتیجه از نظریه مخلوق بودن قرآن طرفدارى كرد و آن را عقیده رسمى دولت اعلام نمود و قدرت دولت را جهت سركوبى مخالفان این نظریه به كار گرفت. و چون مخالفان كه در آن زمان اهل سنت نامیده مى‏شدند، مقاومت نشان دادند، بحران به اوج خود رسید و جریان از حد بحث علمى و مذهبى خارج شد و به یك بحث جنجالى و حادّ عقیدتى - سیاسى تبدیل گردید و صحبت روز شد و همه جا حتى در میان عوام با حرارت مطرح گشت.

ماءمون در سال 218 قمرى فرمانى خطاب به «اسحاق بن ابراهیم»، حاكم بغداد، صادر كرد كه باید تمام قضات و شهود و محدثان و مقامات دولتى مورد آزمایش قرار گیرند، هر كس معتقد به خلق قرآن باشد، در كار خود ابقا شود و گرنه از كار بر كنار گردد (72). این كار كه در واقع نوعى تفتیش عقاید بود، در تاریخ، به عنوان «مِحنَةالْقُرْآن» (73) مشهور شده است.

كسى كه ماءمون - و پس از او معتصم و واثق عباسى - را به این كار تشویق مى‏كرد، «ابن ابى دُؤاد»، قاضى مشهور دربار عباسى بود كه پس از بركنارى «یحیى بن اكثم» قاضى القضات شده بود. او كه از شهرت و آوازه بلند علمى برخوردار بود و در بذل و بخشش و میزان نفوذ و قدرت در دربار عباسى با برامكه مقایسه مى‏شد، در «مِحنَةُ القُرْآن» نقش مهمى داشت و از این رو برخى تصور كرده‏اند كه بنیانگذار این نظریه او بوده است (كه دیدیم چنین نیست).

در هر حال سختگیرى دولت عباسى به جایى رسید كه مخالفان مورد شكنجه و آزار قرار گرفتند و زندانهاپر از آنان گردید. «احمد بن حنبل» كه در دفاع از عقیده خویش پافشارى مى‏كرد، تازیانه خورد!(74) و در زمان حكومت «واثق»، «احمد بن نصر خزاعى» به قتل رسید و «یوسف بن یحیى بُرَیطى»، شاگرد شافعى، مورد شكنجه قرار گرفت و در زندان مصر در گذشت. «یعقوبى» در این باره داستان عجیبى نقل مى‏كند. وى مى‏نویسد:

«امپراتور روم به واثق خلیفه عباسى نامه نوشت و به او خبر داد كه اسیران بسیارى از مسلمانان در اختیار دارد، اگر خلیفه در مقابل آنها فدیه (سربها) دهد، او حاضر است اسیران مسلمان را آزاد كند. واثق این پیشنهاد را پذیرفت و نمایندگانى به مرز فرستاد. نمایندگان خلیفه اسیران را كه تحویل مى‏گرفتند و عقیده آنان را در باره مخلوق بودن قرآن مى‏پرسیدند، و تنها كسانى را كه به این سؤال جواب مثبت مى‏دادند، مى‏پذیرفتند و لباس و پول در اختیارشان قرار مى‏دادند!»(75).

این سختگیریها سبب نفرت مردم از معتزله گردید، لذا وقتى كه «متوكل عباسى» به خلافت رسید، جانب اهل حدیث را گرفت و به «محنة القرآن» خاتمه داد. ولى این بحث فوراً از رونق نیفتاد و تا مدتها در جامعه اسلامى مطرح بود (76).


موضع امام نقی الهادى (ع)

امامان معصوم كه رهبرى اندیشه اصیل اسلامى را به عهده داشتند، سكوت در برابر چنین بحث و جدال فكرى را ناروا شمرده، خطّ بطلان بر فكر انحرافى كشیده، اندیشه درست را مشخص مى‏كردند و با تبیین موضع اصولى و هدایتگرانه خود، مسلمانان را از وارد شدن در چنین بحث و جدال بیهوده‏اى بر حذر مى‏داشتند.

«ریّان بن صلت» به محضر امام رضا - علیه السلام - عرض كرد: نظر شما درباره قرآن چیست؟ فرمود: قرآن كلام خداست، همین! در این باره بیش از این بحث نكنید كه گمراه مى‏شوید.

سخنى كه در این زمینه از امام هادى - علیه السلام - نقل شده نسبتاً گسترده و روشن است، امام در پاسخ یكى از شیعیان «بغداد» چنین نوشت (77):

بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند ما و تو را از دچار شدن به این فتنه حفظ كند كه در این صورت بزرگترین نعمت را بر ما ارزانى داشته است، وگرنه هلاكت و گمراهى است. به نظر ما بحث و جدال درباره قرآن (كه مخلوق است یا قدیم؟) بدعتى است كه سؤال كننده و جواب دهنده در آن شریكند، زیرا پرسش كننده دنبال چیزى است كه سزاوار او نیست وپاسخ دهنده نیز براى موضعى بى جهت خود را به زحمت و مشقت مى‏افكند كه در توان او نمى‏باشد.

خالق، جز خدا نیست و بجز او همه مخلوقند، قرآن نیز كلام خداست، از پیش خود اسمى براى آن قرار مده كه از گمراهان خواهى گشت. خداوند ما و تو را از مصادیق سخن خود قرار دهد كه مى‏فرماید: (متقیان) كسانى هستند كه در نهان از خداى خویش مى‏ترسند و از روز جزا بیمناكند(78).

این موضعگیرى امامان باعث شد كه شیعیان از این درگیریها بدور باشند و گرفتار بدعت و گمراهى نشوند.


شاگردان مكتب امام نقی الهادى (ع)

گرچه - به تفصیلى كه گفتیم - عصر زندگى امام هادى عصر اختناق و استبداد بود امام، براى فعالیت فرهنگى در سطح گسترده آزادى عمل نداشت و از این نظر فضاى جامعه با عصر امام باقر - علیه السلام - بویژه عصر امام صادق - علیه السلام - تفاوت فراوان داشت ؛ اما آن حضرت در همان شرائط نامساعد، علاوه بر فعالیتهاى فرهنگى از طریق مناظرات، مكاتبات، پاسخگویى به سؤالها و شبهات، و تبیین بینش درست در برابر مكاتب كلامى منحرف، راویان و محدثان و بزرگانى از شیعه را تربیت كرد و علوم و معارف اسلامى را به آنان آموزش داد و آنان این میراث بزرگ فرهنگى را به نسلهاى بعدى منتقل كردند.

شیخ طوسى، دانشمند نامدار اسلام، تعداد شاگردان آن حضرت در زمینه‏هاى مختلف علوم اسلامى را 185 نفر مى‏داند (79).

در میان این گروه، چهره‏هاى درخشان علمى و معنوى و شخصیتهاى برجسته‏اى مانند: فضل بن شاذان، حسین بن سعید اهوازى، ایوب بن نوح، ابوعلى (حسن بن راشد) حسن بن على ناصر كبیر، عبدالعظیم حسنى (مدفون در شهر رى) و عثمان بن سعید اهوازى به چشم مى‏خورند كه برخى از آنان داراى آثار و تاءلیفات ارزشمند در زمینه‏هاى مختلف علوم اسلامى هستند و آثار و خدمات علمى و فرهنگى آنان در كتابهاى رجال بیان شده است.


شهادت امام نقی الهادى (ع)

امام هادى - علیه السلام - با آنكه در سامراء تحت كنترل و مراقبت قرار داشت، اما با وجود همه رنجها و محدودیتها هرگز به كمترین سازشى با ستمگران تن نداد. بدیهى است كه شخصیت الهى و موقعیت اجتماعى امام و نیز مبارزه منفى و عدم همكارى او با خلفا، براى طاغوتهاى زمان هراس آور و غیر قابل تحمل بود، و پیوسته از این موضوع رنج مى‏بردند. سرانجام تنها راه را خاموش كردن نور خدا پنداشتند و در صدد قتل امام برآمدند و بدین ترتیب امام هادى نیز مانند امامان پیشین با مرگ طبیعى از دنیا نرفت، بلكه در زمان «معتزّ»، مسموم گردید (80) و در رجب سال 254 هجرى به شهادت رسید و در سامراء، در خانه خویش به خاك سپرده شد (81).


پی نوشت ها

1- طبرسى، اعلام الورى، الطبعة الثالثة، دارالكتب الاسلامیة، ص 355 - شیخ مفید، الارشاد، قم، مكتبة بصیرتى، ص .327
2- طبرسى، اعلام الورى، الطبعة الثالثة، دارالكتب الاسلامیة، ص 355 - شیخ مفید، الاشاد، قم، مكتبة بصیرتى، ص .327
3- طبرسى، اعلام الورى، ص .355 در اصطلاح راویان شیعه مقصود از ابوالحسن اول، امام موسى بن جعفر - علیه السلام - و مقصود از ابوالحسن ثانى امام هشتم مى‏باشد.
4- اعداد داخل پرانتز، دوران حكومت خلفاى معاصر امام را نشان مى‏دهد.
5 ابوالفرج الاصفهانى، مقاتل الطالبیین، نجف، منشورات المكتبة الحیدریة، 1385 ه.ق، ص 395 - امام هادى - علیه السلام - ، سازمان تبلیغات اسلامى، واحد ترجمه و تدوین، 1368 ه'. ش، ص .67
6- ابن اثیر، الكامل فى التاریخ، بیروت، دارصادر، ج 7، ص .55
7- مجلسى، بحارالاءنوار، الطبعة الثانیة، تهران، المكتبة الاسلامیة، 1395 ه.ق، ج 50، ص 176 - اربلى، على بن عیسى، كشف الغمّة، تبریز، مكتبة بنى هاشمى 1381 7 ه.ق، ج 3، ص .175
8- مجلسى، بحار الاءنوار، ج 50، ص .185
9- على بن حسین بن عبدربه در سال دویست و بیست و نه در مكه درگذشت و امام هادى، ابوعلى را به جاى وى گماشت (طوسى، اختیار معرفة الرجال، مشهد، دانشگاه مشهد، 1348 ه'. ش، ص 510، حدیث 984). در بعضى از روایات از این شخص بنام حسین بن عبدربه (یعنى پدر على) یاد شده است، ولى علامه محمد تقى شوشترى شواهدى ارائه كرده كه نشان مى‏دهد كسى كه نماینده امام هادى بوده، على بن حسین بن عبدربه بوده، نه پدرش (قاموس الرجال، ط 2، مؤسسة النشر الاسلامى التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، 1410 ه.ق، ج 3، ص 468).
10- طوسى، همان كتاب، ص 513، حدیث 991 - دكتر حسین، جاسم، تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم، ترجمه دكتر سید محمد تقى آیت اللهى، تهران، امیر كبیر، 1367 ه'. ش، ص .137
11- طوسى، همان كتاب، ص 514، حدیث 992 - دكتر حسین، جاسم، همان كتاب ص 138 - .137
12- طوسى همان كتاب، ص 513 - 514، همان حدیث - مدرسى، محمد تقى، امامان شیعه و جنبشهاى مكتبى، ترجمه حمید رضا آژیر، مشهد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى، ص .323
13- طوسى، همان كتاب، ص 607، حدیث 1129 - مسعودى، اثبات الوصیة، الطبعة الرابعة، نجف، المطبعة الحیدریة، 1374 ه.ق، ص .233 به خواست خدا در بخش سیره امام عسكرى - علیه السلام - از فعالیت على بن جعفر در مكه سخن خواهیم گفت.
14- نضر بن محمد همدانى (تنقیح المقال، ج 3، ص 271).
15- ایوب بن نوح بن دراج (قاموس الرجال، مؤسسة النشر الاسلامى، التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، الطبعة الثانیة، 1410 ه.ق، ج 2، ص 242).
16- طوسى، اختیار معرفة الرجال، مشهد، دانشگاه مشهد، 1348 ه'. ش، ص 611 - 612، حدیث .1136
17- طوسى همان كتاب، ص 603 و 607 (حدیث 1122 و 1129 و 1130) - دكتر حسین، جاسم، تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم، ترجمه دكتر سید محمد تقى آیت اللهى، تهران، امیر كبیر، 1367 ه'. ش، ص 83 - طوسى، كتاب الغیبة، تهران، مكتبة نینوى الحدیثة، ص .212
18- مجلسى، بحار الاءنوار، الطبعة الثانیة، تهران، المكتبة الاسلامیة، 1395 ه'.ق، ج‏50، ص 200، شیخ مفید، الارشاد، قم، مكتبة بصیرتى، ص .333 علاوه بر عبدالله بن محمد، طبق نقل مسعودى، «بریحه عباسى» نیز، كه مسئول نظارت بر اقامه نماز در حرمین (مكه و مدینه) بود، بارها به متوكل نوشت:
اگر احتیاجى به حرمین دارى، على بن محمد را از آنجا اخراج كن، زیرا او مردم را به سوى خود دعوت مى‏كند و گروه انبوهى به او گرویده‏اند (اثبات الوصیة، الطبعة الرابعة، نجف، المطبعة الحیدریة، 1374 ه'.ق، ص 225).
19- مجلسى، همان كتاب، ج 50، ص 200 - كلینى، اصول كافى، تهران، مكتبة الصدوق، 1381 ه.ق، ج 1، ص 501 - شیخ مفید، الارشاد، قم، مكتبة بصیرتى، ص 333 - اربلى، على بن عیسى، كشف الغمّة، تبریز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه.ق، ج 3، ص .172
20- مجلسى، همان كتاب، ص .129
21- ابن شهر اشوب در كتاب مناقب آل ابى طالب احضار امام به سامراء را در سال 234 مى‏داند (چون اقامت امام در سامراء را، بیست سال، و وفات آن حضرت را در سال 254 مى‏داند كه طبعاً انتقال امام به سامراء، مصادف با سال 234 مى‏شود) و مرحوم شیخ مفید در ارشاد (ص 333) مى‏نویسد: متوكل نامه را در سال 243 به امام نوشت، ولى روایت كلینى در این زمینه نشان مى‏دهد كه در سال 243 نسخه‏اى از نامه متوكل، توسط یكى از شیعیان از «یحیى بن هرثمة» اخذ شده است (كافى، ج 1، ص 501) بنابر این سال یاد شده، تاریخ اخذ آن نسخه بوده است نه تاریخ احضار امام به پایتخ
از جهت سیاسى نیز نظر ابن شهر اشوب استوارتر به نظر مى‏رسد، زیرا با توجه به این كه آغاز خلافت متوكل در سال 232 بوده، بعید به نظر مى‏رسد كه او مدت یازده سال، از فعالیتهاى امام غافل بماند، یا آن را نادیده بگیرد.
22- وصیف از درباریان با نفوذ زمان متوكل بود.
23- سبط ابن الجوزى، تذكرة الخواص، نجف، المطبعة الحیدریة، 1383 ه.ق 359 - .360 از سخنان «یحیى بن هرثمه» در مورد ورود او به مدینه، پایگاه مردمى امام بخوبى روشن مى‏گردد از اظهارات اسحاق بن ابراهیم و وصیف نیز استفاده مى‏شود كه امام تا چه اندازه در میان مردم و حتى درباریان محبوبیت داشته است.
24- چنانكه این معنا از چشم افراد آگاهى مانند «صالح بن سعید» پوشیده نبود. وى مى‏گوید: روز ورود امام به سامراء، به حضرت عرض كردم: اینها پیوسته براى خاموش ساختن نور شما تلاش مى‏كنند، و براى همین شما را در این كاروانسراى پست و محقر فرود آورده‏اند!... (شیخ مفید، الارشاد، ص 334 - على بن عیسى الاربلى، كشف الغمّة، ج 3، ص 173)
25- شیخ مفید، الارشاد، قم، مكتبة بصیرتى، ص .334
26- مجلسى، همان كتاب، ج 50، ص .161
27- با توا على قُلل الجبال تحر سهم غلب الرجال فما اغتنهم القلل
واستنزلوا بعد عزّ عن معاقلهم فاودعوا حفراً یابئس ما نزلوا
ناداهم صارخ من بعدما قبروا این الاءساور والتیجان والحلل؟
این الوجوه التى كانت منعمة من دونها تضرب الاءستار والكلل؟
فافصح القبر عنهم حین ساء لهم تلك الوجوه علیها الدود یقتتل
قد طالما اكلوا دهراً و ما شربوا فاصبحوا بعد طول الاءكل قد اءكلوا
وطالما عمّروا دوراً لتحصنهم فخلفوها على الاءعداد وارتحلوا
اضحت منازلهم قفراً معطّلة وساكنوها الى الاجداث قد رحلوا
28- مسعودى، مروج الذهب، بیروت، دارلاءندلس، ج 4، ص 11 - شبلنجى، نورالاءبصار، قاهره، مكتبة المشهد الحسینى، ص 166 سبط ابن الجوزى، تذكرة الخواص، نجف، المطبعة الحیدریة، 1383 ه.ق، ص 361 - ابن خلكان، وفیات الاءعیان، تحقیق، دكتر احسان عباس، قم منشورات شریف رضى، 1364 ه'. ش، ج 3، ص 272 - قلقشندى، مآثر الاءنافة فى معالم الخلافة، الطبعة الثانیة مطبعة حكومة الكویت 1ج، ص .232 در منابع تاریخى در تعداد ادبیات و جملات آن اندكى تفاوت وجود دارند.
29- مجلسى، بحارالاءنوار، تهران، المكتبة الاسلامیة، 1395 ه.ق، ج 50، ص 194 - امام على بن محمد الهادى، مؤسسه در راه حق، ص .16
30- على بن عیسى الاربلى، كشف الغمّة، تبریز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه.ق ج 3، ص .184
31- ابوالفرج الاصفهانى، مقاتل الطالبیین، نجف، منشورات المكتبة الحیدریة، 1385 ه.ق، ص 397 - .218
32- ابوالفرج الاصفهانى، همان كتاب، ص 395 - مسعودى، مروج الذهب، بیروت، دارالاءندلس، ج 4، ص 51 - سیوطى، تاریخ الخلفاء، الطبعة الثالثة، بغداد، مكتبة المثنى، ص .347
33- ابوالفرج الاصفهانى، همان كتاب، ص 396 - ور.ك به: ابن اثیر، الكامل فى التاریخ، بیروت، دار صادر، ج 7، ص .55
34- بالله ان كانت امیة قد اءتت قتل ابن بنت نبیها مظلوماً
فلقد اتاه بنو ابیه بمثله هذا لعمرى قبره مهدوماً
اءسفوا على ان لایكونوا شاركوا فى قتله فَتَتَبّعوه رمیماً
(سیوطى، تاریخ الخلفاء، الطبعة الثالثة، بغداد، مكتبة المثنى، ص 347).
35- نام ابن سكیت، یعقوب و نام پدرش اسحاق است. او از علما و دانشمندان و ادیبان نامدار شیعه بوده و در اكثر علوم عصر خود مانند: علوم قرآن، شعر، لغت و ادب، تبحّر داشت و درباره این علوم كتابهایى به رشته تحریر در آورده بود كه به گفته بعضى از صاحب نظران بعضى از آنها رد نوع خود بى نظیر بوده است (مدرس تبریزى، محمد على، ریحانة الاءدب، چاپ سوم، تهران، كتابفروشى خیام، 1347 ه'. ش، ج 7، ص 570)
36- سیوطى، همان كتاب، ص 348 - مامقانى، تنقیح المقال، تهران، انتشارات جهان، ج 3، ص .570
37- تاریخ بغداد، بیروت، دارالكتاب العربى، ج 13، ص .289
38- شریف القرشى، باقر، حیاة الامام الهادى، الطبعة الاُولى‏، بیروت، دارالاءضوا، 1408 ه.ق، ص .292
39- دكتر حسین، جاسم، تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم، ترجمه دكتر سید محمد تقى آیت اللهى، چاپ اول، تهران، مؤسسه امیر كبیر، 1367 ه'.ش، ص 82.
40- دكتر حسین، همان كتاب، ص .84
41- دكتر حسین، همان كتاب، ص .84
42-2 ابن اثیر، الكامل فى التاریخ، بیروت، دار صادر، ج 3، ص 511 - ابن قُتیبه، الامامة و السیاسة، الطبعة الثالثة، قاهره، مكتبة مصطفى البابى الحلبى، 1382 ه.ق، ج 1، ص .191
43- شریف القرشى، باقر، حیاة الامام موسى بن جعفر - علیه السلام - نجف، مطبعة الاءداب، الطبعة الثانیة، 1389 ه.ق، ج 1، ص 369 (به نقل از كتاب: عصر الماءمون)
44- حاج شیخ عباس قمى، تتمة المنتهى، تهران، كتابفروشى مركزى، 1333 ه'. ش، 238 و 239 - ابوالفرج الاصفهانى، مقاتل الطالبین، الطبعة الثانیة، نجف، منشورات المكتبة الحیدریة، 1385 ه.ق، ص .396
45- حاج شیخ عباس قمى، تتمة المنتهى، تهران، كتابفروشى مركزى، 1333 ه'. ش، 238 و 239 - ابوالفرج الاصفهانى، مقاتل الطالبین، الطبعة الثانیة، نجف، منشورات المكتبة الحیدریة، 1385 ه.ق، ص .396
46- در فدك یازده درخت خرما وجود داشته پیامبر اسلام 9 آنها را به دست خود كاشته بود. فرزندان حضرت فاطمه - سلام الله علیها - میوه آنها را به حجاج اهداء مى‏كردند، و از بركت آنها ثروت سرشارى عاید آنها مى‏شد. «عبدالله بن عمر بازیار» شخصى بنام «بشران بن ابى امیّة ثقفى» را به مدینه فرستاد و او این درختها را قطع كرد و چون به بصره برگشت، فلج شد! (موسوى قزوینى حائرى، سید محمد حسن، فدك، الطبعة الثانیة، قاهره، مطبوعات النجاح، 1397 ه.ق ص 195).
47- دكتر حسین، جاسم، تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم، ترجمعه دكتر سید محمد تقى آیت اللهى، چاپ اول تهران، مؤسسه امیر كبیر 1367 ه'. ش، ص .84
48-دكتر حسین، همان كتاب، ص 84 (به نقل از كتاب ولاة مصر، تاءلیف كندى).
49-ابن واضح، تاریخ یعقوبى، نجف، المكتبة الحیدریة، 1384 ه'.ق، ج‏3، ص‏223.
فقیهى، على اصغر، آل بویه، انتشارات صبا، 1365 ه'.ش، ص 415.
51- القرشى، باقر حیاة الامام الهادى، الطبعة الاءولى، بیروت، دارالاءضوا، ص‏309 - 315.
52 - همان كتاب، ص 417 - دكتر منجد، صلاح الدین، بین الخلفاء و الخلعاء، الطبعة الثالثة، بیروت، دارالكتاب الحدیث، 1980 م، ص‏33 - .35 مراسم پرتجمل ختنه كنان معتزّ را «قلقشندى» نیز با اندكى تفاوت در كتاب «مآثر الاءنافة فى معالم الخلافة»، (مطبعة حكومة الكویت، چاپ دوم) ج‏3، ص‏367 آورده است.
53-سیوطى، تاریخ الخلفاء، الطبعة الثالثة، بغداد، مكبتة المثنى، 1383 ه'.ق، ص‏350.
54-مروج الذهب، بیروت، دارالاءندلس، ج‏4، ص‏40.
55- خوارزمى، رسائل، مصر، المطبعة العثمانى، 1312 ه'.ق، ص 76 - .83 فقیهى، همان كتاب، ص 453.
56- مسعودى، همان كتاب، ج‏4، ص‏38 - حاج شیخ عباس قمى، تتمة المنتهى، تهران، كتابفروشى مركزى، 1333 ه'.ش، ص 238.
57- ابن اثیر، الكامل فى التاریخ، بیروت، دارصادر، ج‏7، ص‏5 - 6 - امام هادى - علیه السلام - سازمان تبلیغات اسلامى، واحد ترجمه و تدوین، 1368 ه'.ش، ص‏63.
58- قلقشندى، همان كتاب، ج‏3، ص‏238.
59- ابن اثیر، همان كتاب، ج‏7، ص‏116 - مسعودى، همان كتاب، ج‏4، ص‏51، - شریف القرشى، همان كتاب، ص 275.
60- سوره غافر: 84 - 85.
61- شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعة، بیروت، داراحیاء التراث العربى، ج‏18، ص 408 (باب 36 من ابواب حد الزنا) - شریف القرشى، باقر، حیاة الامام الهادى، الطبعة الاولى، بیروت، دار الاءضوا، 1408 ه'.ق، ص‏240.
62- سوره توبه: 25.
63- سبط ابن الجوزى، تذكرة الخواص، نجف، المكتبة الحیدریة، 1383ه'.ق، ص 360 - شریف القرشى، همان كتاب، ص 240.
64- شریف القرشى، همان كتاب، ص‏130 - طبرسى، احتجاج، نجف المطبعة المرتضویة، 1350 ه'.ق، ص‏249.
65- حسن بن على بن شعبه، تحف العقول، ط2، قم، مؤسسة النشر الاسلامى (التابعة) لجماعة المدرسین، 1404 ه'.ق، ص 458 - 475.
66- طوسى، اختیار معرفة الرجال، مشهد، دانشگاه مشهد 1348 ه'.ش، ص 519، حدیث 997 - شیخ حر عاملى، وسائل الشیعة، ج‏18، كتاب الحدود، ابواب حد المحارب، باب‏7، ص 554.
67- طوسى، همان كتاب، ص 520، حدیث 999.
68- على بن جعفر یكى از مهمترین و كوشاترین نمایندگان امام هادى بوده است. پیش از این درباره او در بخش سازمان وكالت بحث كردیم.
69- طوسى، همان كتاب، ص 524، حدیث 1006 - تحلیلى از تاریخ دوران دهمین خورشید امامت، امام هادى - علیه السلام -، مركز تحقیقات اسلامى سپاه، قم، 1370 ه'.ش، ص 132 - 134.
70- جَعد را خالد بن عبدالله قسرى در روز عید قربان در كوفه به جرم این سخنان به عنوان قربانى كشت! جَهم را نیز در سال 128 سالم بن احوز در مرو كشت (احمد امین، ضحى الاسلام، ج 3، ص 162). گویا به همین مناسبت بوده كه بعدها احمد بن حنبل، پرچمدار اهل حدیث، طرفداران مخلوق بودن قرآن را كافر و جهمى مى‏خوانده است!
71- جرجى زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه على جواهر كلام، تهران، مؤسسه امیر كبیر، 1336 ه'. ش، ج 3، ص .214
72- ابن اثیر، الكامل فى التاریخ، بیروت، دارصادر، ج 6 ص 423 - سیوطى، تاریخ الخلفاء، بغداد، مكتبة المثنّى، ص 308
73- محنة به معناى آزمایش.
74- مسعودى، مروج الذهب، بیروت، دارالاءندلس، ج 3، ص .464
75- تاریخ یعقوبى، نجف، المكتبة الحیدریة، 1384 ه.ق، ج 3، ص .215
76- براى آگاهى بیشتر درباره بحث خلق قرآن، علاوه بر مآخذ گذشته، به منابع یاد شده در زیرا مراجعه شود:
تاریخ الخلفاء، سیوطى، ص 306 - 312 - ضحى الاسلام، احمد امین، ط 7، قاهره، المكتبة المصریة، ج 3، ص 155 - 207 - بحوث فى لا الملل و النحل، جعفر السبحانى، ط 2، قم، لجنة ادارة الحوزة العلمیة، 1411 ه'.ق، ج 2، ص 252 - .269
77- صدوق، التوحید، تهران، مكتبة الصدوق، 1387 ه.ق، ص .224
78- الّذِینَ یَخشَونَ رَبّهُمْ بِالغَیْبِ وَ هُمْ مِنَ السّاعَةِ مُشْفِقُون (سوره انبیاء: 49).
79- رجال طوسى، الطبعة الاءولى، نجف، المطبعة الحیدریة، 1381 ه.ق، ص 409 - .429 البته چند تن مانند فارس بن حاتم و على بن حسكه را كه دچار لغزش و انحراف شدند و حضرت آنان را طرد كرد، باید از این تعداد استثنا كرد. براى آگاهى بیشتر پیرامون شاگردان امام هادى - علیه السلام - رجوع شود به:
حیاة الامام الهادى، شریف القرشى، باقر، الطبعة الاءولى، بیروت، دارالاءضوا، 1408 ه.ق، ص 170 - .230
80- شبلنجى، نوالاءبصار، قاهره، مكتبة المشهد الحسینى، ص .166
81- شیخ مفید، الارشاد، قم، مكتبة بصیرتى، ص .334
 

سیره پیشوایان، مهدى پیشوایى، ص 567 - 612


وبلاگ شخصی احمد فنونی
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : احمد فنونی
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :